محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1022

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

چرب نموده از هريك ده درم كشمش كوفته و نرم ماليده و عسل صاف از هريك نيم رطل ترنجبين را بكلاب صاف كنند و با عسل بقوام اورند و ادويه كوفته و بيخته بروغن بادام شيرين پانزده مثقال چرب سازند و بان بسرشند شربتى از دو درم تا سه درم [ معجون سنا مكّى بنسخهء ديگر مسهل صفرا و بلغم ] معجون سناء مكّى بنسخهء ديكر مسهل صفرا و بلغم بود و صداع و شقيقه را نافع و سرفه و ضيق النّفس را سودمند بود صنعت آن سنا مكى پنجاه درم تربد سفيد تراشيده كاوزبان ورق كل سرخ از هريك پنج درم مويز بيدانه بنفشهء خشك نيلوفر از هريك ده درم ترنجبين سه درم و در نسخهء ديكر شيرخشت بيست درم قند سفيد و عسل صاف از هريك پنجاه درم است تربد را بروغن بادام چرب كنند و ادويه را كوفته و نرم بيخته و ترنجبين و قند را بكلاب صاف كنند و با عسل بقوام اورند چنان كه رسم است بسرشند شربتى سه درم با آب نيم كرم معجون سنا مكى مسهل صفرا است مزاجا و سودا و بلغم بالطبع صنعت آن سناء مكى پنجاه درم ترنجبين مويز منقى از هريك يك رطل مصرى شيرخشت سى درم كل بنفشه كل نيلوفر ورق كل سرخ از هريك دو درم روغن بادام تازه پانزده درم ترنجبين و شيرخشت را در آب خيسانيده و بقوام آورده ادويه كوفته و بيخته بان بسرشند و اكر بسه وزن كل ادويه عسل مصفّى بقوام آورده بسرشند بهتر است [ معجون سنا مكى از تاليف حكيم مير محمّد مومن ] معجون سنا مكى از تاليف حكيم مير محمّد مومن امراض حارّه و مواد سوداويّه را بعد از نضج قولنج را نافعست و شربت آن تا پنج مثقال است صنعت آن سنا مكّى كل بنفشه از هريك سى مثقال كل سرخ بسفايج از هريك پنج مثقال مغز تخم كافشه بيست مثقال نشاسته محمودهء مشوى ربّ السّوس از هريك پنج مثقال هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى روغن بادام از هريك بيست مثقال عسل مصفّى دو وزن ادويه عسل را بابيكه در آن سنا مكى كل سرخ بنفشه هليلهء سياه از هريك ده مثقال هليلهء كابلى بيست مثقال جوشانيده باشند بقوام آورده ادويه را كوفته و بيخته بروغن بادام چرب كرده بدان بسرشند [ نقوع سنا مكى قريب العمل است بمطبوخ آن ] نقوع سنا مكى قريب العمل است بمطبوخ آن و در حرارت از آن كمتر و در امراض و حميات حارّه نافع صنعت آن برك سنا مكى شش مثقال كل بنفشه كل سرخ از هريك سه مثقال پوست هليلهء كابلى چهار مثقال بيخ كاسنى مرضوض تخم كاسنى نيم كوفته از هريك دو مثقال انيسون يك مثقال بسفايج برك كاوزبان بادرنجبويه از هريك يك و نيم مثقال مغز فلوس خيارشنبر هشت مثقال شيرخشت ترنجبين از هريك هفت مثقال ادويه را شب در آب بسيار كرم جوشان مقدار يك رطل و يك ربع بخيسانند صبح اندك ماليده صاف نموده روغن بادام دو مثقال بران چكانيده كرم نموده بنوشند و اكر صفرا غالب باشد ده دانه الوى بخارائى و شش مثقال تمر هندى بيفزايند و هشت مثقال آب برك كاسنى نيز و اكر حاضر نباشد بجاى آب در عرق كاسنى بخيسانند و اكر سرفه باشد پوست هليله و الو و تمر هندى و بيخ كاسنى را حذف نمايند بجاى انها بهدانه اصل السّوس مقشر مرضوض از هريك يك مثقال تخم خطمى تخم خبّازى از هريك يك مثقال و نيم بيفزايند و همچنين خلط سودا ادويهء مختصهء بان و در امراض راس ادويهء مختصّهء بكبد و على هذا القياس در اوزان او به مقدار آب نيز براى اقويا بحسب حاجت بيفزايد و از براى ضعفا و اطفال بكاهند نقوع ديكر جهت حميات و بعض امراض باردهء بلغميّه صنعت آن بكيرند برك سناء مكى دوازده ماشه تخم رازيانه نيم كوفته چهار ماشه نبات سفيد دو توله و وقت صبح نيم اثار آب جوش دهند تا ربع آن برود پس ادويه را در آن ريخته ماليده سر آن را پوشيده تمام روز بكذارند شب وقت خواب باز ماليده صاف كرده نيم كرم نموده بنوشند تا صبح چند دست بفراغت اجابت مىكند سنبوسه بفتح سين و سكون نون و ضمّ باى موحّده و سكون واو و فتح سين و ها بيونانى برماورد و بهندى پورى نامند از اغذيهء معروفه است طبيعت آن كرم و تر و مقوى اعصاب و مسمن بدن و مهيّج اشتها و كثير الغذا و ليكن ثقيل و مسدّد و مولد رياح خصوص در معدهء سعيفه مصلح آن سكنجبين در صفراوى مزاجان و جوارشات حارّه مانند كمونى و فلاسفه و فلافلى و امثال اينها در امزجهء باردهء بلغميّه صنعت آن آنست كه بكيرند آرد ميدهء كندم و با شير و روغن داغ كرده خمير كرده و پهن كنند و كوشت را قيمهء كنند و با روغن و پياز بريان نمايند و با نخود مقشر به‌پزند و فلفل و زعفران و قرنفل و دارچينى و هيل‌بوا از هريك قدرى كه آن را خشبو كرداند داخل كرده در جوف آن كنند يعنى در آن پيچيده بهر شكلى كه خواهند ساخته در روغن بريان نمايند و يا در تنور و يا در فرن كذارند تا برشته كردد تناول نمايند صنعت آن بنوع ديكر آنست كه بكيرند آرد كندم را بدستور خمير كرده پهن كنند نازك بهر مقدار كه خواهند و در ماهىتابه و يا ظرف ديكر كه ديوارهء آن چهار انگشت بلند باشد و قدرى روغن در آن ريخته آن را در آن پهن كنند و بر بالاى آن قيمه پخته بدستور مذكور فرش كنند و بالاى آن يك‌لا نان اندازند و باز قيمه فرش كنند و تا هم‌چنين بضخامت دو يا سه انگشت كردد پس سر آن را پوشيده در تنور و يا فرن بكذارند تا برشته كردد و يا آنكه بر سه پايهء آهنى و غير آن كذاشته در زير آن و بالاى آن آتش اخكر كنند تا برشته كردد و ملاحظه مينموده باشند كه نسوزند پس برداشته بطريق لوز بريده بعد سرد شدن و يا نيم كرم تناول نمايند بسيار لذيذ باشد سنبل بضمّ سين مهمله و سكون نون و ضمّ باى موحّده و لام بمعنى خوشه است و بعرف اطبّا شامل سنبل هندى و سنبل رومى و سنبل جبلى است و بيونانى ناردين نامند و از مطلق آن مراد سنبل هندى است كه بهندى جهرو و بلغتى جثاماسى و بفرنكى ناروس نامند و آن كياهى است بىثمر و بىكل شبيه بدنباله سمور و دله و از آن باريكتر و بدرازى انگشتى و زياده بران و سياه مايل بزردى و خوشه و بيخش صلب و از هند خيزد و قوتش تا سه سال باقى است در دويّم كرم و خشك مفتح و مقوى فم معده و جكر بارد و مدرّ بول و حيض و مجفّف رطوبات معده و سينه و فضول دماغى و مانع انصباب مادّه بامعا و معده و دافع لذع آن و مفتت حصاة و حابس طبع و جهت يرقان و بواسير و سرفه و درد سپرز و سينه و تحليل نفخ و استسقا و اورام باطنى و با افسنتين و صندل بغايت مشهى است و مقوّى معده و با آب سرد جهت غثيان و خفقان و ضمادش قاطع عرق و باعث خشبوئى بدن و اكتحال باب كشنيز جهة حمرهء چشم و تقويت باصره و رويانيدن مژكان و با عفص جهة دمعه مجرب و فرزجه و جلوس در طبيخ آن جهت تنقيه و كشودن حيض و ذرور آن جهت التيام جراحات و طلاى مطبوخ در خمير جهت سياه كردن و دراز كردن مو مؤثر و مضرّ كرده و مصلحش كثيرا و شربتش تا يك مثقال و بدلش اذخر شراب آن كه رطلى را در پانزده رطل آب انكور بجوشانند تا به نصف رسد و سه هفته در افتاب بكذارند در جميع افعال مذكوره اثرش قوى تر است [ سنبل رومى ] سنبل رومى بيخ و ساقى است كل‌دار و خشبو و با صلابت و در شكل و شباهت به سنبل الطيب ندارد و حرارتش زياده از آن و قبض آن و در افعال كمتر و ضعيف تر است و مدرّ بول و يا ترياقيت و محلّل نفخ معده و ورم سپرز و جكر و رافع درد مثانه و كرده و شراب آن كه نيم رطل آن را در سى رطل آب انكور انداخته بعد از دو ماه صاف كنند و روزى بيست مثقال از آن با شصت مثقال آب بنوشند جهت جميع امراض باردهء كرده و معده و جكر و يرقان و عسر البول بغايت مفيد است و روغنى كه از سنبل و سنبل رومى ترتيب دهند مسمّى بدهن ناردين و سنبل هندى قوىتر از سنبل اقليطى است و ساذج او را بهر بطريق سايز ادهان ميسازند و آن ملطف و محلّل جهت جميع امراض باردهء اعضاى ظاهرى و باطنى نافع و قدر شربتش تا يك اوقيه است [ سنبل جبلى ] سنبل جبلى كه به فارسى ريشهء و الا كويند و مؤلّف تذكره كويد كه آن مو است و بغدادى غير او دانسته و كويند برك نبات او شبيه بقرصعنه